حتی اگه شب رو دیر خوابیدی ، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !

...
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!

به رو به روییت تو مترو لبخند برن !
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !

لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !

بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !

برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دم کن !

جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !

بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !
دنبال پروانه های باغ بدو ! به بال های پروانه دقت کن !

با رنگین کمون عکس بگیر !
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !

با بچه های کوچه توپ بازی کن !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !

به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !

چون ...

هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !

برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای ، به خودش ببالد !

و در آخر : روزمره گی ، عین مردن است


تاريخ : جمعه هجدهم مرداد 1392 | 0:56 | نویسنده : مریم |

روزهای آخر چقدر عرفانیست
چشمهایم عجیب بارانیست
عطر جنت تمام شد،افسوس
آخرین لحظه های مهمانیست...
عید فطر پیشاپیش مبارک!



تاريخ : پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 | 15:20 | نویسنده : مریم |
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها ، مهری‌ ها ، اسفندی ها
چـون بهتـرین ها هستند...

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ماهی ها
چـون صادق هستند...

سه نفر رو هیچوقتـــ نذار از زندگیتـــ بیرون برن :
شهریوری‌ ها ، آذری‌ ها ، آبانی ها
...
چـون به درد دلتـــ گوش میدهند...

سه نفر رو هرگز از دستـــ نده :
مردادی ها ، خردادی ها ، بهمنی ها
چـون دوستـــ واقعی هستند...

"تو مال کدوم ماه هستی"....؟


تاريخ : سه شنبه چهارم مهر 1391 | 22:26 | نویسنده : مریم |

سلام بچه ها این ادرس ایمیل وب امپراطوری خنده است اگه خواستین چیزی بذارم رو وب ایمیل بزنید تا بذارم انتقاد یا پیشنهاد هم داشتین حتما بگین منتظر ایمیل هاتون هستیم 

empratori.khande@yahoo.com



تاريخ : سه شنبه دهم مرداد 1391 | 13:54 | نویسنده : مریم |
کیا یادشون میاد؟؟؟؟؟

برین ادامه مطلب کلی خاطراتتون زنده میشه

این پست رو ثابت میذارم



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 | 13:50 | نویسنده : مریم |

سلام بچه ها ممنون که تا اینجا ما رو همراهی کردین ما تصمیم گرفتیم هر کدوممون جداگونه وب بزنیم و فعال باشیم به همین دلیل وب رو شعبه گذاری کردیم این وب شعبه اول و وبی که نگین داره شعبه دوم هست ادرسش:

http://plus-me.blogfa.com



تاريخ : جمعه شانزدهم تیر 1391 | 23:4 | نویسنده : مریم |
ﺁﻳﺎ ﺟﻮﺭﺍﺑﺘﺎﻥ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺍﺳﺖ
ﺁﻳﺎ ﺷﺴﺘﺘﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ؟
ﺁﻳﺎ ﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﭘﺎﻳﺘﺎﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻲ ﻛﺸﻴﺪ؟
ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻭﻳﮋﻩ.ﺍﻱ ﺩﺍﺭﻳﻢ
ﺍﻳﻦ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻟﻨﮕﻪ ﻋﻮﺽ ﻛﻦ
ﺳﻮﺭﺍﺧﺶ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﻪ ﺭﻭ انگشت ﻛﻮﭼﻴﻜﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻴﺸﻪ
ﻣﺸﻜﻼﺗﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻣﺎ ﺑﺴﭙﺎﺭﻳﺪ


تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 0:51 | نویسنده : مریم |
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

.
.
....


.
.
.

.
.
.
.
.
.
.

.
ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ. ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ!

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ !


تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 0:44 | نویسنده : مریم |
میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن
فقط بشکن ریز میزنن!
برید حال کنید با این اطلاعاتی که در اختیارتون میزارم!!


تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 0:42 | نویسنده : مریم |
ﭼﺮا مـــوس ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺘﻪ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﻣﯿره ﺑﯿﺮﻭﻥ...ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ؟ :| :| :| :|
نه واقعا سواله برام :|


تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 0:41 | نویسنده : مریم |
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﻤﺲ ﻣﯿﺪﻩ
ﺍﻻﻥ ﺯﺩﻩ:

ﺳﻼﻡ ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﻧﺎﻥ ﺑﺨﺮﯼ؟؟
ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺯﺩﻡ:...

ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﺎﻃﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻃﻠﺐ ﻧﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ
^___^
ﭘﺪﺭ ﭼﻨﺪ ﻋﺪﺩ ﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﺎﻃﺮ ﻃﻠﺐ ﮐﻨﻢ؟ ^___^
ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺪﺭ ﺳﮓ ﻣﻨﻮ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ . ﺍﮔﻪ ﺟﺮﻋﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻪ ...
ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺧﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ؟


تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 0:37 | نویسنده : مریم |
مامان من آخر دموکراسیه!!! وقتی میخواد فحش بده نظر خودمم میپرسه,
مثلا میگه :میخوای بهت بگم نفهم؟میخوای بگم شعور نداری؟؟؟
منم انتخاب میکنم فقط :((


تاريخ : جمعه پانزدهم شهریور 1392 | 0:1 | نویسنده : مریم |
دوستم چیپس خرید،گفتم دوتا بده تا گرفتم از دسم کشید...
.
.
.
....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
دستش خورد به دیوار نصفش ریخت تو جوب! :|
کلید اسرار،این داستان: چیپس :))


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 23:52 | نویسنده : مریم |
شكسپير : اگر به ياد كسي هستيم ، اين هنر اوست ، نه هنر ما ...!!!

تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 23:51 | نویسنده : مریم |
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
سواد داری؟ (چه ربطی داشت؟؟!!!
نوچ نوچ
بی سوادی؟
نوچ نوچ...

...پس تو خر من هستی!!!!!!!!!!! !
و به این ترتیب ما بزررگ شدیم به صورت اسکول وار!
این یکیش خیلی خارجیه:
آن مان نباراندو دو اسکاچی
آنی مانی کلاچی!!!!
چه چیزایی میخونیم آآآآ
یعنی چی آخه؟!
۱۰ ۲۰ سه پونزده
هزار و شصت و شونزده
هرکی می گه ۱۶ نیست!!!!
۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰
مغزه داشتیم ما؟؟؟!!! :|


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 23:47 | نویسنده : مریم |
من و بچه ی درونم و کرم وجودم و اون روی سگم با هم 1 خانواده تشکیل دادیم و داریم شاد زندگی میکنیم!!


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 | 23:43 | نویسنده : مریم |
پدرم ، تنها کسیه که باعث ميشه

بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتونند مرد باشند !


تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 0:35 | نویسنده : مریم |
مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعویض لاستیک بپردازد
هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد
مرد حیران مانده بود که چکار کند. تصمیم گرفت که ماشینش را همانجارها کند و برای خرید مهره چرخ برود
در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
...

از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی
آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند
پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت: «خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.
پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟
دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه ام. ولی احمق که نیستم!


تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 0:23 | نویسنده : مریم |
تازگیا تو اس ام اس ها سلام رو فقط یه "س" مینویسن !
تا چند سال دیگه اسمس خالی میفرستن خودمون باید بفهمین منظورشون چیه :|


تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 23:56 | نویسنده : مریم |
ﭘﯿﺎﻧﻮ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﻢ
.
.
.
....

.
ﯾﻨﻰ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ
.
.
.
.
.
ﻓﻰ ﺍﻟﻮﺍﻗﻊ ﺍﮔﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ،
.
.
.
.
.
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﮔﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ |:


تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 23:51 | نویسنده : مریم |
اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فک میکردم ماکارونی رو هم مثل برنج میکارن...
اونجوری نگاه نکنین دیگه، بچه بودم
الان میدونم که درخت داره


تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 23:46 | نویسنده : مریم |
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ ﭘﺴﺮﻩ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ
ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ ... ؟
,
.
,...

.
,
.
,
.
!
ﺍﻳﻨﺎ ﻫﻤﺶ ﭼﺮﺗﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ


تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 23:45 | نویسنده : مریم |
از تفريحات سالم ما اين بود که بعد از اينکه با آهن ربا اشنا شديم،به زور ميخواستيم قطبهاي همنام آهن ربا رو به هم بچسبونيم اما نميشد....

البته من که هنوز قانع نشدم و کماکان به تلاش خودم ادامه ميدم


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 1:22 | نویسنده : مریم |
دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی...

کـه مـیـتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه از هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گرم وَ مهـــــربون پـــدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قویتــریـن فرشتــه ی نگهبـــان پـــدرته
.
.
عـــــــــــــــآشــــــــــــــــــــــقتــــــــــــــــــم بابایــــــــــــــــــــــ


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:49 | نویسنده : مریم |
فقط وفقط يه مرد ايرانيه كه.....!!
.
.
.
....

.

.
.
.
نيمه اول زندگيش واسه پيدا کردن زن مورد علاقش سپري ميشه ...!
و نيمه دوم زندگيش واسه پيچوندن همون زن مورد علاقه!!! :|

دخترااااااا حماااااااااااااااااایت......:)))))))


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:45 | نویسنده : مریم |
یادتونه بچه که بودیم میبردنمون پارک میرفتیم مثل مظلوما میچسبیدیم به میله کنار تاب
همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نیگا میکردیم
تا دلش بسوزه و پیاده شه تا ما سوار شیم
بدش نوبت ما که میشد یارو گریه هم میکرد پیاده نمیشدیم =))


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:44 | نویسنده : مریم |
ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻴﺪ " ﺟﻦ ﻫﺎ" ﻋﻼﻗﻪ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ شبهاﺍﺯ
توی کمد دیواری که درش نیمه لا هستش با یه چشم بهتون تا صبح نگاه کنند :|


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:38 | نویسنده : مریم |
ایا میخواهید همیشه و همه جا بدرخشید؟؟؟
.
.
.
....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به خودتان اکلیل بزنید........ جواب میده


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:35 | نویسنده : مریم |
وقتی من ایــــــــــــــن همه پست میزارم.......
و شماها حتی یـــــــــه کامنت هم نمیزارین....
.
.
....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیگه حالی به آدم مـــی‌مونه؟!......نه والا
احـوالی به ادم میمونه ؟..............نه بلا عزیز بمیری الهی......


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:33 | نویسنده : مریم |
ايا ميدانستيد مريخي ها وقتي پاشون پيچ ميخوره زمين نميخورن؟
مريخ ميخورن :|


تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 0:33 | نویسنده : مریم |
  • اس ام اس خنده دار
  • وبلاگی ها